پسر بارانی
پسر بارانی
باران را دوست دارم احساس تازه بودن می دهد

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:36 | سه شنبه 9 آبان 1391 توسط پدر و مادر

علی وکوثر وکیمیا



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 23:21 | چهارشنبه 24 ارديبهشت 1393 توسط پدر و مادر



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 10:05 | سه شنبه 6 اسفند 1392 توسط پدر و مادر

بلند بلند بگو ماشالله

علی عزیز مامان وبابا بسیار شیطون به این خاطر مامان  حق نداره بیاد پشت سیستم بعد سر فرصت میام براتون میگم بر ما این چند ما چی ها گذشت .



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 20:33 | سه شنبه 16 مهر 1392 توسط پدر و مادر

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:28 | يکشنبه 3 شهريور 1392 توسط پدر و مادر

چه کیفی داد مامان گلهارو پر پر کردم

 

بابا جون خیلی متشکرم از اینکه برام سه چرخه گرفتید .

مامان جون فکر کردی میزارم از من عکس بگیری هههههههههههههه(من خیلی شیطون وبامزه هستم)

م

این جارفتیم عروسی (آقا نیما)جاتون خالی خیلی جای بقشنگی بود (رزهاوس)

مامانم منم به زور نشونده روی مبل وازسوال وجواب میپرس میخواهد ببین چه جوری میگم (کنترل)ومن در فکر فرار ورهایی هستم  راستی تاریخ این عکس رو بگم 92/4/26



موضوع : بعد از تولد

نوشته شده در تاريخ 13:21 | پنجشنبه 27 تير 1392 توسط پدر و مادر

 

 

علی در عید ٩١



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 20:57 | يکشنبه 4 فروردين 1392 توسط پدر و مادر

 

کیک تولد 1سالگی علی جان

 

لباس تولد علی (هدیه دایی وزندایی)

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 23:31 | شنبه 12 اسفند 1391 توسط پدر و مادر



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:31 | شنبه 21 بهمن 1391 توسط پدر و مادر

سلام به دوستان عزیز

ابتدا پوزش بابت نبودن بی دلیل خود را وبه روز نکردن وب علی از همه خواستاریم .

حس وحال خوبی نداشتیم با شروع دندان در آوردن علی و رفتن من به سر کار همه چیز نظم خودش رو از دست داده حدود 10بار علی رفته دکتر مرتب سرما می خوره وپاهاش زخم میشه گلو درد سرفه بی خوابی وشب بیداری و..........حالا هم که این ویروس سراغش اومده خیلی بد جور بچه شب ها خواب نداره یک هفته است نصف شب میریم بالا خونه مامانی خواب نداریم خدا به مامانی حمیده عوض بده که هروقت من خسته میشم اون پایست .حالا می خواهیم از یزرگ شدنت برات بگم

-شش تا  دندان در اوردی

-روی پاهات وای میسی

-به من میگی حقته به بابا میگی حدن

-وقتی پوشکت رو باز می کنیم با هم می رویم دسشویی و(جیش)می کنی وخودت هم می گی جیش جیش و.......

-برنامه عمو پورنگ خیلی دوست داری

-همه کشو ها از دست شما در عذاب هستن

-علاقه زیادی ب نماز واذان قران داری چون مامانی حمیده از صبح زود شبکه قران می بین تا ظهر

-به صورت خیلی بامزه ای میگی الله اکبر

-هروقت کسی حریفت نمیشه بخوابی با ننو به خواب می روی

-بسیار زیاد من واطرافیان را از دندان بهره مند می سازی

-واگر دستت به موی کسی برسد مشتت را پر از مو میکنی

-برای خودت شکلک در میاوری وشگل موش می شوی

-با شنیدن کلمه زبان فورازبانت را در می آوری

-هرکسی رو دوست داری با بوس محبتت را ابراز می کنی

-کلیه مایعات را با لیوان می خوری

-همچنان سوپ وحریر را درون شیشه می خوری

حالا از خودم براتون بگم

مشغول شناژریزی ساختمان هستیم .یک کم.کم حوصله شده ام و از خودم دست کشیده ام .حوصله هیچ چیز وهیچ کس وهیچ کاری رو ندارم

از خونه بیرون نمی روم وحوصله خرید ووقت خرید را هم ندارم

خدایا کمک کن مرا تا دوباره در زندگیم جاری شوی .

علی دوست دارم خیلی زیاد



موضوع : بعد از تولد

نوشته شده در تاريخ 0:14 | شنبه 23 دی 1391 توسط پدر و مادر

  حیاط ویلا چالوس

داخل تله کابین

نه ماه ونه روزگی بعد از حمام مشغول مطالعه



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 1:12 | يکشنبه 12 آذر 1391 توسط پدر و مادر
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 9 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

موضوعات

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ








.